گرگ گاتفلد: رسانه ها نمی دانند چه زمانی باید دست از کار بکشند


جدیداکنون می توانید به مقالات فاکس نیوز گوش دهید!

هر زمان که یک داستان بزرگ و زشت آشکار می شود، رسانه ها باید کار خود را انجام دهند. و مانند برایان استلتر در مسابقه خوردن پای، به نظر می رسد که آنها هرگز نمی دانند چه زمانی باید آن را ترک کنند.

گرگ گاتفلد: چپ شما را “عصبانی، ناامید و گیج” می خواهد

طبیعی است که بعد از یک فاجعه، گزارش و گزارش کنم. لازم است. اما اگر اخبار کافی برای گزارش بیشتر وجود نداشته باشد، چه؟ خوب، سپس آن را تکرار کنید و دوباره آن را تکرار کنید. مثل آن تبلیغ ماشین برای بچه‌هاست که باعث می‌شود پرده گوشم را سوراخ کنم. میدانم. اگرچه آنها واقعاً با استعداد هستند.

اما همه چیز است جز واقعیت ها. شما برای زوایای و شهادت عاطفی از سران صحبت و کارشناسان تماس بگیرید. آنها کمک کننده همبرگر اخبار هستند، اگر بخواهید، به غذای اصلی حجم می دهند.

و هنگامی که گزارش ها به پایان می رسد، که سریع است، حدس و گمان آغاز می شود. و مثل اینکه من با داروسازم تماس می گیرم، بی امان است. متوقف نخواهد شد همه سعی می کنند از یکدیگر سبقت بگیرند و فهیم تر از شما باشند. آیا شما بیشتر از من تحت تأثیر عاطفی هستید؟ اخبار به اندازه بحث با یک کنیز متر سازنده می شود.

سپس این حدس و گمان با اطلاعات نادرست و ناخودآگاه نقطه‌گذاری می‌شود، که ساعاتی بعد معلوم می‌شود که اشتباه بوده است. یک افسر در حال مقابله با یک تیرانداز بود. نه، وجود نداشت. تیرانداز خود را کشت. نه، او این کار را نکرد. مطبوعات می گفتند اگر مادرت می گوید دوستت دارد، ابتدا باید بررسی کنی. حالا این است، هی، حدس بزنید تا زمانی که حق با شماست.

در همین حین همه به کلمبوهای کوچک تبدیل می شوند. متخصصان در حدس و گمان، اما کمی دیگر. اما حداقل کلمبو در نهایت آن را درست انجام داد. اما در حال حاضر، آیا تاخیری در اقدام پلیس وجود داشت؟ و اگر چنین است، چرا؟ آیا آنها باید درست می رفتند؟ یا منتظر دیگران باشیم؟ گند زدند؟

می دانید، مثل این است که ما می توانیم این تصمیمات را به راحتی بگیریم. ناگهان در تاکتیک ها متخصص شدیم و می گوییم چه می کردیم. میدونم چیکار میکردم پشت تیروس پنهان شوید. سپس جرالدو را به عنوان معامله پیشنهاد می کنم.

شوخی می کنم جرالدو، اوه، بس کن. بس کن او مرد دوست داشتنی است.

گرگ گاتفلد: بایدن از هر فرصتی برای تقسیم آمریکا استفاده می کند

ما دوشنبه صبح روز دوشنبه تا جمعه و سپس چند بازی می کنیم. انتقاد رسانه ها از زمان واکنش در زمانی که زمان ما همیشه خاموش است، به نظر من ریاکارانه است. فقط در جهت مخالف است.

درست مانند زمانی که فیلم‌هایی از تعامل پلیس با مظنونان غیرمسلح را تماشا می‌کنیم. ناگهان ما متخصص پلیس شدیم، انگار برای آن به مدرسه رفتیم. اما در واقعیت، نزدیک‌ترین چیزی که به مطالعه پلیس رسیده‌ایم، تماشای یک مستند درباره استینگ است.

واقعیت این است که بسیاری از ما برای اجتناب از انجام ریاضی مدرک روزنامه نگاری گرفتیم، اما نمی توانیم به خودمان کمک کنیم. این طبیعت جانور است. زمانی که من بچه بودم، ما هر روز ۳۰ تا ۶۰ دقیقه اخبار برتر داشتیم. جهنم، که شامل ورزش، آب و هوا و ۱۰ دقیقه فریاد تولد برای افرادی بود که با خدا به دبیرستان رفتند.

اما الان ۲۴ ساعته است. ما از یک سطل کوچک خبر به یک استخر المپیکی رسیدیم که هر روز باید پر شود. مثل وان تایروس است، جایی که اردک لاستیکی او یک یدک‌کش واقعی است.

اما اشاره من به این معنی نیست که تغییر خواهد کرد. منظورم این است که من یک چرخ دنده قدرتمند در این ماشینی هستم که به آن رسانه می گوییم، اما چنین تأثیری ندارم. من به سختی می توانم کت را به حمام برسانم.

حداقل باید نقش خود را در این امر بپذیریم. در حال حاضر، ما فقط در پایان یک جنایت ظاهر می شویم. اما این جنایت در پایان یک جاده طولانی و زشت رخ می دهد که سرنخ هایی را در بر می گیرد که ما را متعجب می کند که چرا ندیدیم که در حال آمدن است. مثل تروریسم است.

می بینید که چگونه می توانستید بعد از وقوع آن از آن جلوگیری کنید. مشکل این است که آدم‌های بد هم اخبار تلویزیون را تماشا می‌کنند.

بنابراین دفعه بعد آنها این کار را متفاوت انجام خواهند داد. و ما باید دوباره درس دیگری در مورد چگونگی جلوگیری از آن جنایت خاص بیاموزیم.

اما می بینید، اگر در وال مارت قفسه های جوراب ساق بلند می کنید، یادگیری در محل کار یک چیز است. اما وقتی صحبت از پلیس می شود، درس گرفتن از اشتباهات معمولاً به معنای درس گرفتن از تراژدی وحشتناک انسانی است. شاید مرگ یکی از خودشان.

بنابراین شاید ما به اصطلاح کارشناسان رسانه باید زمان واکنش خود را در مورد موضوعی که واقعاً درباره آن چیزی نمی دانیم کاهش دهیم و قبل از اینکه نگران نحوه انجام کارهای دیگران باشیم، یاد بگیریم که وظایف خود را درست انجام دهیم.

برای دریافت برنامه FOX NEWS اینجا را کلیک کنید

البته، متفکران تک متغیری پس از چنین جنایتی “اسلحه” فریاد می زنند، اما ما می توانیم بیش از یک فکر را اداره کنیم.

بی ثباتی روانی، بی نظمی خانوادگی، قلدری، حضور نگران کننده در رسانه های اجتماعی وجود دارد. مواد تشکیل دهنده این تراژدی ها به اندازه مواردی است که یک بیگ مک وجود دارد.

بله، متغیرهایی وجود دارد که باید زودتر آن را پیدا کنیم. اما یکی از آنها ما رسانه ها هستیم. ما هرگز حرارت این چیزها را پایین نمی آوریم، حتی اگر می دانیم که آنها باعث کپی برداری هایی می شوند که توجه را فرصتی برای بدنامی و جاودانگی می دانند.

من نمی گویم این داستان ها را گزارش نکنید. گزارش دادن یک چیز است، اما تبلیغ قاتل یک چیز دیگر است.

رسانه ها تقریباً داستان را به یک آگهی تبلیغاتی آخر شب تبدیل می کنند و به مردان جوان و روانی ناپایدار می گویند که ممکن است آن را تماشا کنند، شما نیز می توانید نام آشنای باشید. شما نیز می توانید در شعله شکوه بیرون بروید و تاریخ بسازید. شما نیز می توانید خزنده بعدی باشید که نامش فاش نخواهد شد.

این دلیلی است که کسی خودکشی را به علاوه خودکشی را انتخاب می کند. خودکشی پلاس بازدهی دارد، می دانید چه کسی؟ ما

بنابراین همانطور که از پلیس انتقاد می کنیم و می گوییم که آنها باید این کار را بهتر انجام می دادند و امیدواریم از آن درس بگیرند، باید این را در مورد مطبوعات نیز بگوییم. حیف که گوش نمی کنیم